من نمیدانم كدام جانی يا جانيهائی ، جنايت را به شكل ديگری بر حسين بن علی ( عليهماالسلام ) وارد كردند ، و آن اينكه هدف حسينبنعلی ( عليهماالسلام ) را مورد تحريف قرار دادند و همان چرندی را كه مسيحيها در مورد مسيح گفتند درباره حسين ( ع ) گفتند كه حسين ( ع ) كشته شد برای آنكه بارگناه امت را به دوش بگيرد ، برای اينكه ما گناه بكنيم و خيالمان راحت باشد ، حسين ( ع ) كشته شد برای اينكه گنهكار تا آن زمان كم بود ، بيشتر بشود . لذا بعد از اين انحراف چارهای نبود جز اينكه ما فقط صفحه سياه و تاريك اين حادثه را بخوانيم ، فقط رثاء و مرثيه ببينيم . من نمیگويم آن صفحه تاريك را نبايد ديد بلكه بايد آن را ديد و خواند ، اما اين مرثيه هميشه بايد مخلوط با حماسه باشد . اينكه گفتهاند رثاء حسينبنعلی ( عليهما السلام ) بايد هميشه زنده بماند ، حقيقتی است و از خود پيغمبر ( ص ) گرفتهاند و ائمهاطهار ( عليهم السلام ) نيز به آن توصيه كردهاند . اين رثاء و مصيبت نبايد فراموش بشود . اين ذكری ، اين يادآوری نبايد فراموش بشود و بايد اشك مردم را هميشه بگيريد ، اما در رثای يك قهرمان . پس اول بايد قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگرييد ، و گرنه رثای يك آدم نفله شده بيچاره بیدست و پای مظلوم كه ديگر گريه ندارد ، و گريه ملتی برای او معنی ندارد . در رثای قهرمان بگرييد برای اينكه احساسات قهرمانی پيدا بكنيد ، برای اينكه پرتوی از روح قهرمان در روح شما پيدا شود و شما هم تا اندازهای نسبت به حق و حقيقت غيرت پيدا كنيد ، شما هم عدالتخواه بشويد ، شما هم با ظلم و ظالم نبرد بكنيد ، شما هم آزاديخواه باشيد ، برای آزادی احترام قائل باشيد ، شما هم سرتان بشود كه عزت نفس يعنی چه ؟ شرف و انسانيت يعنی چه ؟ كرامت يعنی چه ؟ اگر صفحه نورانی تاريخ حسينی را ما خوانديم ، آن وقت از جنبه رثائيش میتوانيم استفاده بكنيم و گرنه بيهوده است . خيال میكنيم حسينبنعلی ( عليهماالسلام ) در آن دنيا منتظر است كه مردم برايش دلسوزی كنند يا العياذبالله حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از هزار و سيصد سال ، آنهم در جوار رحمت الهی ، منتظر است كه چهار تا آدم فكسنی برای او گريه بكنند تا تسلی خاطر پيدا كنند ! چند سال پيش در كتابی ديدم كه نويسنده مقايسهای ميان حسينبنعلی ( عليهماالسلام ) و عيسی مسيح كرده بود ، نوشته بود كه عمل مسيحيها بر عمل مسلمين ( شيعيان ) ترجيح دارد ، زيرا آنها روز شهادت عيسیمسيح را جشن میگيرند و شادمانی میكنند ، ولی اينها در روز شهادت حسينبنعلی ( عليهماالسلام ) مرثيهخوانی و گريه میكنند . عمل آنها بر عمل اينها ترجيح دارد ، زيرا آنها شهادت را برای عيسیمسيح موفقيت میدانند نه شكست ، و چون موفقيت میدانند شادمانی میكنند . اما مسلمين شهادت را شكست میدانند و چون شكست میدانند گريه میكنند . خوشا به حال ملتی كه شهادت را موفقيت بشمارد و جشن بگيرد و بدا به حال ملتی كه شهادت را شكست بداند و به خاطر آن مرثيه خوانی بكند . جواب اين است كه اولا دنيای مسيحی كه اين شهادت را جشن میگيرد ، روی همان اعتقاد خرافی است كه میگويد عيسی كشته شد تا بارگناه ما بريزد ، و چون به خيال خودش سبكبال شده و استخوانش سبك شده آن را جشن میگيرد ، در حقيقت او جشن سبكی استخوان ناگهانیای كه بر من خورد ، يك ذره مورد كراهت من نيست ، من افتخار میكنم و آرزوی چنين روزی را داشتم ، به خدا قسم مثل من مثل آن عاشقی است كه به معشوق خود رسيده باشد . به قول شاعر :
ديدار يار غائب ، دانی چه ذوق دارد
ابری كه در بيابان بر تشنهای ببارد مثل من در حال اين ضربت خوردن مثل همان مردمی است كه در شبهای تاريك دنبال آب میگردند و ناگهان به آب میرسند .
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
اندر آن ظلمت شب ، آب حياتم دادند
اين از نظر شخصی و فردی ، اما اسلام يك طرف ديگر هم دارد ، قضايا را هميشه از جنبه شخصی مطالعه نمیكند ، از جنبه اجتماعی هم مطالعه میكند . حادثه عاشورا از جنبه اجتماعی و نسبت به كسانی كه مرتكب آن شدند ، مظهر يك انحطاط در جامعه اسلامی بود ، لذا دائما بايد يادآوری بشود كه ديگر چنين كاری را مرتكب نشوند . اين همان " آخی " است كه يك ملت میگويد : ما مسلمانها چنين كاری كرديم ؟ ! لعنت به كسانی كه چنين كاری كردند ، پس ديگر چنين كاری نكنيم . ثانيا اين موضوع برای صيقل دادن احساسات اسلامی و انسانی است ، اما بشرط اينكه ما اين را درست درك بكنيم . امروز روزی نيست كه آدم سرش را زير آب بكند . ما بايد در اوضاع مذهبی خودمان رفرم ايجاد كنيم . البته نه در مذهب بلكه در كار خودمان ، اشتباهات ما كه به مذهب مربوط نيست . مگر محتشمكاشانی هم يكی از اركان مذهب است ؟ ! بايد اين شعارهای مفت ( 3 ) . . .
پاورقی :
1 - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 366 و اللهوف ، ص 25 و مقتل الحسين خوارزمی ، ج 2 ، ص 5 و كشفالغمه ، ج 2 ، ص . 29
2 - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 254 و نهجالبلاغه فيضالاسلام ، از سخنان آن حضرت عليه السلام است كه نزديك بدرود زندگانی بطرز وصيت و سفارش فرموده ، صفحه . 875
3- متاسفانه بقيه بيانات شهيد آيةالله مطهری ( دنباله اين مطلب ) در نوار ضبط نشده است .

0 Comments:
Post a Comment