۱۳۸۷ آذر ۱۹, سه‌شنبه

معنای حماسه

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب‏العالمين باری‏الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی عبد الله‏
و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابی‏القاسم محمد
صلی‏الله‏عليه و آله و سلم و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين .
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم : « يا قوم ان كان كبر عليكم مقامی و
تذكيری بايات الله فعلی الله توكلت فاجمعوا امركم و شركائكم ثم لايكن‏
امركم عليكم غمه ثم اقضوا الی و لا تنظرون »( 1 ) .
موضوع بحث ، حماسه‏حسينی است . اول بايد كلمه حماسه را كه در زبان‏
فارسی زياد استعمال می‏شود ، برای شما توضيح بدهم .
معنای حماسه:
كلمه حماسه به معنی شدت و صلابت است ، و گاه به معنی
شجاعت و حميت‏ استعمال می‏شود . علمای شعر شناس ، منظومه‏های شعری را از نظر محتوی يعنی‏ از نظر نوع معنی و هدف شعر به اقسامی تقسيم می‏كنند : بعضی از منظومه‏ها را منظومه‏های غنائی ، بعضی را منظومه‏های‏ حماسی و بعضی را منظومه‏های وعظی و اندرزی ، بعضی را منظومه‏های رثايی و بعضی ديگر را منظومه‏های مدحی می‏گويند ، ديوان و غزليات حافظ ، غزليات‏ سعدی و ديوان شمس تبريزی ، منظومه‏های‏غنايی است ، يعنی اگر چه هدف در اينها عرفان است ، ولی لااقل از نظر تشبيب ، زبان عاشقانه است ، سخن از حسن و بی‏اعتنائی محبوب است ، سخن از درد فراق و درازی شب‏فراق و كوتاهی‏ ايام‏وصال است .
فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش
گل در انديشه ، كه چون عشوه كند در كارش
دلربائی همه آن نيست كه عاشق بكشند
خواجه آن است كه باشد غم‏ خدمتكارش
اين يك شعر غنائی است ، گر چه در آخر به يك معنی عرفانی بسيار لطيف‏ و عالی می‏رسد و حافظ هميشه اين‏طور است . در آخر همين شعر می‏گويد :
صوفی سرخوش از اين دست كه كج كرده كلاه
بدو جام دگر آشفته شود دستارش
اشعارغنائی زياد است .
شعر رثايی يا مرثيه كه برای بزرگان دين و ساير بزرگان دنيا و كسانی كه‏ منشأ خير و بركتی بوده‏اند ، گفته شده است ، نوع ديگر شعر است .
برامكه كه منقرض شدند ، شعرايی كه از دستگاه آنها استفاده می‏كردند قصايدی در رثای آنها گفتند . خود همين حافظ ، فرزندجوانش كه می‏ميرد با همان زبان مخصوص خودش مرثيه می‏گويد :
بلبلی خون‏جگر خورد و گلی حاصل كرد
بادغيرت به صدش حال پريشان دل‏ كرد .
طوطی‏ای را به هوای شكری دل خوش بود
ناگهش سيل‏فنا نقش امل باطل كرد
آه و فرياد كه از چشم حسود مه و مهر
در لحد ماه كمان ابروی من منزل كرد
اشعار رثايی زياد است . مدح و ستايش هم كه الی‏ماشاءالله ، خصوصا تملق‏ و چاپلوسی ! اشعار حماسی اشعار ديگری است ، كه معمولا فقط آهنگ خاصی را می‏پذيرد . شعرحماسی ، شعری است كه از آن بوئی از غيرت و شجاعت و مردانگی می‏آيد ، شعری است كه روح را تحريك می‏كند و به هيجان می‏آورد ، مثلا :
تن مرده و گريه دوستان
به از زنده و طعنه دشمنان
مرا عار آيد از اين زندگی
كه سالار باشم كنم بندگی
اين تقسيم بندی اختصاص به شعر ندارد ، نثر هم همين‏طور است ، نثرهای‏ حماسی داريم ، نثرهای غنائی داريم ، نثرهای رثايی داريم ، انواع نثرها داريم . در جنگ صفين در اولين برخوردی كه ميان سپاه علی عليه‏السلام
و سپاه معاويه می‏شود ، علی ( ع ) روی حساب‏خودش حاضر نيست كه شروع‏ كننده جنگ باشد و تمام كوشش اين است كه تا حد ممكن مشكلات و اختلافات‏ را حل بكند ، بلكه بتواند معاويه و يارانش را به اصطلاح روبراه بكند ، ولی يك وقت متوجه می‏شود كه آنها پيشدستی كرده‏اند و شريعه ، يعنی جائی‏ كه می‏شود از فرات آب برداشت را گرفته‏اند . علی عليه‏السلام سعی می‏كند با مذاكره مسئله را حل كند ، و پيغام می‏دهد كه هنوز بنای جنگ نيست و می‏خواهيم مذاكره كنيم بلكه مسئله با مذاكره حل بشود . ولی طرف مقابل‏ قبول نكرد ، بنابراين يا اصحابش بايد از تشنگی از پا در بيايند و يا بايد جنگيد . جنگی كه دشمن شروع كرده است .
در " نهج البلاغه " است كه علی عليه‏السلام در مقابل جمعيت ، ناراحت‏ و عصبانی از اينكار می‏ايستد و يك خطبه چندسطری می‏خواند ، می‏فرمايد : « قد استطعموكم القتال » ( 2 ) اينها گرسنه جنگند و از شما غذا می‏خواهند اما از دم شمشير ، « فاقروا علی مذلة ، و تأخير محلة ، او رووا السيوف‏ من الدماء ترووا من الماء » ( 3 ) لشكريانم ! نمی‏گويم برويد بجنگيد ، برويد يكی از اين دو راه را انتخاب كنيد : يا تن به ذلت بدهيد كه آب‏ را ببرند و شما نگاه كنيد ، يا اينكه اين تيغها را از خون اين ناكسان‏ سيراب كنيد تا خودتان سيراب شويد . « فالموت فی حياتكم مقهورين ، و الحياش فی موتكم قاهرين » ( 4 ) زندگی اين است كه بميريد ولی فائق باشيد و مردن اين است كه زنده‏ باشيد ، ولی توسری‏خور .
علی عليه‏السلام با اين سخنان آنچنان هيجان ايجاد كرد كه در كمتر از دو ساعت ، دشمن را بكلی از كنار شريعه فرات دور كردند كه ديگر دشمن از تشنگی له‏له می‏زد . ولی علی عليه‏السلام به سپاهيان‏ خود گفت شما هر روز اجازه بدهيد كه بيايند و آب بردارند . لشكريان‏ گفتند آنها به ما آب ندادند ، پس ما هم به آنها آب نمی‏دهيم ، ولی علی‏ ( ع ) فرمود : خير ، اين يك كار غير انسانی است ، آب يك چيزی است كه‏ هر جانداری حق دارد از آن استفاده بكند ، به آنها آب بدهيد .
پس معلوم شد سخن می‏تواند سخن حماسی باشد و سخن حماسی يعنی سخنی كه در آن بوئی از غيرت و شجاعت و مردانگی باشد ، بوئی از ايستادگی و مقاومت‏ باشد . اگر شعر يا نثری دارای اين خصوصيات باشد ، آن را حماسی می‏گويند .
سرگذشتها و حادثه‏ها و تاريخچه‏ها هم اقسامی دارند . حادثه‏هايی داريم‏ غنائی ، حادثه‏هائی داريم اندرزی ، حادثه‏هايی داريم رثايی و حادثه‏هائی‏ داريم حماسی . يك سرگذشت تمامش فقط غناست ، بوی غنا می‏دهد ، عشق است‏ . مجلات را شايد كم و بيش می‏خوانيد ، در اينها چه حكايت واقعی ، چه‏ افسانه ، چه مخلوطی از واقعيت و افسانه ، همه‏اش داستان غنائی است . حالا اين همه داستان غنائی به گوش اين ملت برود چی از آب در می‏آيد ، من‏ نمی‏دانم ( 5 ) . داستانهای رثايی و به اصطلاح تراژديها هم زياد است . صفحات حوادث روزنامه‏ها را اگر بخوانيد اغلب از اين‏جور قضايا می‏بينيد . داستانهای اندرزی هم داستانهائی‏ هستند كه در آنها پندواندرز است . " داستان راستان " ( 6 ) همه‏اش‏ داستانهای اندرزی است .
حتی شخصيتها هم اقسامی دارند ، بعضی از شخصيتها ، شخصيت حماسی هستند و روحشان حماسه است . بعضی روحشان غنائی است ، بعضی روحشان اساسا رثايی است ، آه و ناله است ، بعضی شكل روحشان شكل‏ پندواندرز و موعظه است .
حالا كه به طور اجمالی معنی حماسه را فهميديم ، می‏توانيم در اطراف‏ حماسه حسينی بحث بكنيم .
پاورقی :
1 - ای قوم اگر شما بر مقام رسالت و اندرز من به آيات خدا تكبر و
انكار داريد ، من تنها به خدا توكل می‏كنم ، شما هم به اتفاق بتان و
خدايان باطل خود هر مكر و تدبيری داريد انجام دهيد ، تا امر بر شما
پوشيده نباشد و درباره من هر انديشه باطلی داريد بكار ببريد - سوره يونس‏ ، آيه . 71

2 و 3و4- نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 51 ، صفحه . 138
5 - اشاره به مجلات زمان طاغوت است .
6- اشاره به دو جلد كتاب داستان راستان نوشته استاد شهيد است .

0 Comments: