بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله ربالعالمين باریالخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی عبد الله
و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابیالقاسم محمد
صلیاللهعليه و آله و سلم و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين .
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم : « يا قوم ان كان كبر عليكم مقامی و
تذكيری بايات الله فعلی الله توكلت فاجمعوا امركم و شركائكم ثم لايكن
امركم عليكم غمه ثم اقضوا الی و لا تنظرون »( 1 ) .
موضوع بحث ، حماسهحسينی است . اول بايد كلمه حماسه را كه در زبان
فارسی زياد استعمال میشود ، برای شما توضيح بدهم .
معنای حماسه:
كلمه حماسه به معنی شدت و صلابت است ، و گاه به معنی
شجاعت و حميت استعمال میشود . علمای شعر شناس ، منظومههای شعری را از نظر محتوی يعنی از نظر نوع معنی و هدف شعر به اقسامی تقسيم میكنند : بعضی از منظومهها را منظومههای غنائی ، بعضی را منظومههای حماسی و بعضی را منظومههای وعظی و اندرزی ، بعضی را منظومههای رثايی و بعضی ديگر را منظومههای مدحی میگويند ، ديوان و غزليات حافظ ، غزليات سعدی و ديوان شمس تبريزی ، منظومههایغنايی است ، يعنی اگر چه هدف در اينها عرفان است ، ولی لااقل از نظر تشبيب ، زبان عاشقانه است ، سخن از حسن و بیاعتنائی محبوب است ، سخن از درد فراق و درازی شبفراق و كوتاهی اياموصال است .
فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش
گل در انديشه ، كه چون عشوه كند در كارش
دلربائی همه آن نيست كه عاشق بكشند
خواجه آن است كه باشد غم خدمتكارش
اين يك شعر غنائی است ، گر چه در آخر به يك معنی عرفانی بسيار لطيف و عالی میرسد و حافظ هميشه اينطور است . در آخر همين شعر میگويد :
صوفی سرخوش از اين دست كه كج كرده كلاه
بدو جام دگر آشفته شود دستارش
اشعارغنائی زياد است .
شعر رثايی يا مرثيه كه برای بزرگان دين و ساير بزرگان دنيا و كسانی كه منشأ خير و بركتی بودهاند ، گفته شده است ، نوع ديگر شعر است .
برامكه كه منقرض شدند ، شعرايی كه از دستگاه آنها استفاده میكردند قصايدی در رثای آنها گفتند . خود همين حافظ ، فرزندجوانش كه میميرد با همان زبان مخصوص خودش مرثيه میگويد :
بلبلی خونجگر خورد و گلی حاصل كرد
بادغيرت به صدش حال پريشان دل كرد .
طوطیای را به هوای شكری دل خوش بود
ناگهش سيلفنا نقش امل باطل كرد
آه و فرياد كه از چشم حسود مه و مهر
در لحد ماه كمان ابروی من منزل كرد
طوطیای را به هوای شكری دل خوش بود
ناگهش سيلفنا نقش امل باطل كرد
آه و فرياد كه از چشم حسود مه و مهر
در لحد ماه كمان ابروی من منزل كرد
اشعار رثايی زياد است . مدح و ستايش هم كه الیماشاءالله ، خصوصا تملق و چاپلوسی ! اشعار حماسی اشعار ديگری است ، كه معمولا فقط آهنگ خاصی را میپذيرد . شعرحماسی ، شعری است كه از آن بوئی از غيرت و شجاعت و مردانگی میآيد ، شعری است كه روح را تحريك میكند و به هيجان میآورد ، مثلا :
تن مرده و گريه دوستان
به از زنده و طعنه دشمنان
مرا عار آيد از اين زندگی
كه سالار باشم كنم بندگی
تن مرده و گريه دوستان
به از زنده و طعنه دشمنان
مرا عار آيد از اين زندگی
كه سالار باشم كنم بندگی
اين تقسيم بندی اختصاص به شعر ندارد ، نثر هم همينطور است ، نثرهای حماسی داريم ، نثرهای غنائی داريم ، نثرهای رثايی داريم ، انواع نثرها داريم . در جنگ صفين در اولين برخوردی كه ميان سپاه علی عليهالسلام
و سپاه معاويه میشود ، علی ( ع ) روی حسابخودش حاضر نيست كه شروع كننده جنگ باشد و تمام كوشش اين است كه تا حد ممكن مشكلات و اختلافات را حل بكند ، بلكه بتواند معاويه و يارانش را به اصطلاح روبراه بكند ، ولی يك وقت متوجه میشود كه آنها پيشدستی كردهاند و شريعه ، يعنی جائی كه میشود از فرات آب برداشت را گرفتهاند . علی عليهالسلام سعی میكند با مذاكره مسئله را حل كند ، و پيغام میدهد كه هنوز بنای جنگ نيست و میخواهيم مذاكره كنيم بلكه مسئله با مذاكره حل بشود . ولی طرف مقابل قبول نكرد ، بنابراين يا اصحابش بايد از تشنگی از پا در بيايند و يا بايد جنگيد . جنگی كه دشمن شروع كرده است .
در " نهج البلاغه " است كه علی عليهالسلام در مقابل جمعيت ، ناراحت و عصبانی از اينكار میايستد و يك خطبه چندسطری میخواند ، میفرمايد : « قد استطعموكم القتال » ( 2 ) اينها گرسنه جنگند و از شما غذا میخواهند اما از دم شمشير ، « فاقروا علی مذلة ، و تأخير محلة ، او رووا السيوف من الدماء ترووا من الماء » ( 3 ) لشكريانم ! نمیگويم برويد بجنگيد ، برويد يكی از اين دو راه را انتخاب كنيد : يا تن به ذلت بدهيد كه آب را ببرند و شما نگاه كنيد ، يا اينكه اين تيغها را از خون اين ناكسان سيراب كنيد تا خودتان سيراب شويد . « فالموت فی حياتكم مقهورين ، و الحياش فی موتكم قاهرين » ( 4 ) زندگی اين است كه بميريد ولی فائق باشيد و مردن اين است كه زنده باشيد ، ولی توسریخور .
علی عليهالسلام با اين سخنان آنچنان هيجان ايجاد كرد كه در كمتر از دو ساعت ، دشمن را بكلی از كنار شريعه فرات دور كردند كه ديگر دشمن از تشنگی لهله میزد . ولی علی عليهالسلام به سپاهيان خود گفت شما هر روز اجازه بدهيد كه بيايند و آب بردارند . لشكريان گفتند آنها به ما آب ندادند ، پس ما هم به آنها آب نمیدهيم ، ولی علی ( ع ) فرمود : خير ، اين يك كار غير انسانی است ، آب يك چيزی است كه هر جانداری حق دارد از آن استفاده بكند ، به آنها آب بدهيد .
پس معلوم شد سخن میتواند سخن حماسی باشد و سخن حماسی يعنی سخنی كه در آن بوئی از غيرت و شجاعت و مردانگی باشد ، بوئی از ايستادگی و مقاومت باشد . اگر شعر يا نثری دارای اين خصوصيات باشد ، آن را حماسی میگويند .
سرگذشتها و حادثهها و تاريخچهها هم اقسامی دارند . حادثههايی داريم غنائی ، حادثههائی داريم اندرزی ، حادثههايی داريم رثايی و حادثههائی داريم حماسی . يك سرگذشت تمامش فقط غناست ، بوی غنا میدهد ، عشق است . مجلات را شايد كم و بيش میخوانيد ، در اينها چه حكايت واقعی ، چه افسانه ، چه مخلوطی از واقعيت و افسانه ، همهاش داستان غنائی است . حالا اين همه داستان غنائی به گوش اين ملت برود چی از آب در میآيد ، من نمیدانم ( 5 ) . داستانهای رثايی و به اصطلاح تراژديها هم زياد است . صفحات حوادث روزنامهها را اگر بخوانيد اغلب از اينجور قضايا میبينيد . داستانهای اندرزی هم داستانهائی هستند كه در آنها پندواندرز است . " داستان راستان " ( 6 ) همهاش داستانهای اندرزی است .
حتی شخصيتها هم اقسامی دارند ، بعضی از شخصيتها ، شخصيت حماسی هستند و روحشان حماسه است . بعضی روحشان غنائی است ، بعضی روحشان اساسا رثايی است ، آه و ناله است ، بعضی شكل روحشان شكل پندواندرز و موعظه است .
حالا كه به طور اجمالی معنی حماسه را فهميديم ، میتوانيم در اطراف حماسه حسينی بحث بكنيم .
پاورقی :
1 - ای قوم اگر شما بر مقام رسالت و اندرز من به آيات خدا تكبر و
انكار داريد ، من تنها به خدا توكل میكنم ، شما هم به اتفاق بتان و
خدايان باطل خود هر مكر و تدبيری داريد انجام دهيد ، تا امر بر شما
پوشيده نباشد و درباره من هر انديشه باطلی داريد بكار ببريد - سوره يونس ، آيه . 71
2 و 3و4- نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 51 ، صفحه . 138
5 - اشاره به مجلات زمان طاغوت است .
6- اشاره به دو جلد كتاب داستان راستان نوشته استاد شهيد است .

0 Comments:
Post a Comment